روزگاري گمان مي رفت كه جهان مسطح است،سپس ثابت شد كه گرد است،اكنون به يقين كاملا شبكه اي است.
برسم معروف بیوگرافی نویسی در وبلاگ،متولد يكي از آخرين روزهاي خرداد ماه يكهزار و سيصد و پنجاه و هشت در يكي از شهرهاي غرب كشور و دانش آموخته علوم سياسي در مقطع كارشناسي ارشد هستم.هر چند،بقول سهراب سپهری قطار سیاست چیزچندان با ارزشی را حمل نمیکند، اما در روزگار ما به جرات می توان گفت تمام ابعاد زندگی بشر سیاسی شده است.دیگر نمی توان ازفرهنگ،اقتصاد،مذهب،هنرو بطور خلاصه از انسان سخنی گفت بی آنکه آغشته به ملاحظات سیاسی نباشد و یا کمی بدبینانه تر سیاست تعیین جهت نکند.شاید عده ای بر من خرده بگیرند که این حرفها سیاه نمائی است و هنوز می توان هنرمستقل،فرهنگ با شاخصه های انسانی ویا به عبارتی گوشه دنجی را گیر آورد که از دسترس سیاست در امان باشد اما واقعیت این است که ابعاد زندگی بشر آنچنان در هم تنیده شده است که تفکیک آنها عملا غیر ممکن است.ما در عصر جهانی شدن بسر می بریم،عصری که سرعت انتقال اطلاعات به حداکثر ممکن رسیده است،پدیده جهانی شدن بسرعت در حال محو مرزها در حیطه مفاهیم و نمودهاست.تکنولوژی_که خود از مسببان جهانی شدن اطلاعات و فن آوری ورشد آگاهی بشر است_ با تمام توان در خدمت پدیده جهانی شدن قرار گرفته است و مرزها را یکی پس از دیگری در هم میشکندو من بر این عقیده ام که در این دنیای آشفته سیاست و فهم سیاست کلید درک مناسبات پیچیده امروز است.با این حال این جمله نیچه خالی از واقعیت نیست که می گفت هیچ واقعیتی جدای از تفسیر وجود ندارد و واقعیت دنیای امروزاز نظرمن این است،دنیائی به شدت سیاست محور.