تبليغاتX
"جهــان و سياست"
"جهانی شدن و هویت ملی"

 

با نگاهي به گذشته، سال 1648م ،وضع قرارداد وستفالي و شكل گيري تدريجي دولت – ملت ،نقطه تحول بزرگي در نظام بين المللي تلقي مي شود.بشر غربي پس از رفرماسيون،جنگهاي طولاني مدت مذهبي و در گذر از بحران هويت - كه موجب نقصان قدرت كليسا،پيدايش دولتهاي ملي و رنسانس شد-هويتهاي مادون ملي و ماوراي ملي را به نفع هويت ملي كنار زد و از آن پس هويتهاي قومي-قبيله اي و هويتهاي ديني چون" امت مسيح" كه در چارچوب مرزهاي ملي گنجانيده نمي شدند و بنوعي بر خلاف نظم جديد و قاعده پذيرفته شده بودند كمتر مورد توجه و استناد قرار گرفتند و شايد بتوان گفت بتدريج بايگاني شدند.

اگر چه نقطه آغازين هويت ملي به مفهوم مدرن آن اروپا بود ليكن با تحولات بعدي جامعه جهاني ،گسترش پديده استعمار،ظهور جنبش هاي استقلال طلبانه،افزايش تعاملات انساني و ورود كالاهاي فكري مدرن به كشورهاي غير اروپايي و به تعبيري "جهان سوم" ،هويت ملي بعنوان عنصري تفكيك ناپذير از زندگي سياسي جزء لاينفك دولت – ملت ،در تمامي ملل شناخته شد.

هويت ملي در طول چند سده گذشته -با كمترين تغير و تحول- جنبش هاي ناسيوناليستي عديده اي را در پي داشت كه زمينه ساز چالشها و بحرانهاي جدي بين المللي گرديدند.بنوعي مي توان گفت، طي چند سده هويت ملي يكي از بازيگران مهم و تاثيرگذار در تعيين سياست داخلي و خارجي دولتها و روابط بين الملل بوده است.

اما به نظر مي رسد با بروز پديده جهاني شدن و شكل گيري تدريجي هويت جهاني ،هويت ملي نيز در آغاز هزاره سوم چون ديگر ابعاد زندگي بشر دستخوش تحولات و تغيرات غير قابل كتماني خواهد شد.چرا كه اين پديده نوظهور با شاخصه هاي خاص خود مرزهاي ميان عناصر ملي و بين الملي،داخلي و خارجي ،محلي و جهاني را بسيار كمرنگ كرده است و با تكيه بر تكنولوژي و گسترش ارتباطات و تجلي آن در شبكه هاي ماهواره اي ،مخابراتي ،اينترنتي ،شبكه هاي رسانه اي جهاني و سرعت بسيار بالاي نقل و انتقال اطلاعات فضايي را بوجود آورده است كه بيش از هر چيز تداعي كننده جهاني يكپارچه ،بدون مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي است.البته و بي شك ميزان تاثير گذاري و تاثير پذيري فرهنگها در عرصه جهاني شدن يكسان نمي باشد و بيش از هر چيز منوط به ميزان بهره مندي از تكنولوژي ارتباطات و تسلط بر شبكه هاي ارتباطاتي است و اين خود حاوي اين نكته مهم است كه با توجه به شرايط موجود ،فرهنگ غربي جزء اصلي اين فرهنگ جهاني خواهد بود(از اين پديده به مك دونالدي شدن جهان نيز ياد مي كنند و يا به عبارتي ديگر هاليووديسم).اما اين بدان معنا نمي باشد كه هنجارهاي فرهنگي غير غربي مجالي براي عرض اندام نخواهند داشت.(چاپ و انتشار آثار مولانابا تيراژ بسيار بالا و يا توليد لباسهايي باآرم و خط فارسی درايالات متحده نشانگر اين است كه تنها ارزشهاي غربي نيستند كه جهاني مي شوند)                             

بالطبع كشور ما ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست و بعنوان جزعي از جامعه جهاني در حال تحول ،متاثر از پديده جهاني شدن خواهد بود و در اين ميان يكي از ابعادي كه تحت تاثير اين پديده و با تاثر از تنوع فرهنگي حاصل شده مورد تحول واقع  خواهد شد"هويت ملي ايرانيان"است.بايد ديد كه "دارا و سارا" مي توانند در برابر "باربي" مقاومت كنند يا در نهايت به زندگي مسالمت آميزدر جهانی متکثرتن خواهند داد.

       

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آبان1384ساعت 15:3  توسط سیاوش  | 

"طاعون قرن ، مواد مخدر"

صحنه هاي رقت انگيزي كه در سفر اخيرم مشاهده كردم بهانه اي شد براي نگارش اين وب نوشت.ديدن اينكه يك انسان تا چه اندازه مي تواند خود را بي ارزش و خوار كند ، خود و خانواده اش را در منجلاب فساد و تباهي غرق كند و جامعه چون يك جزامي طردش كند،هم تاسف برانگيز است و هم تامل برانگيز.براستي اينگونه افراد را تا چه ميزان مي توان درگرايش به اين ناهنجاريها و بزه كاريها مقصر دانست.نقش و تاثير جامعه،نهادها و حكومت در اين ميان چيست؟

               

دنياي جديد وعصر تكنولوژي با تمام عوايدي كه براي بشريت در پي داشته ،عوارضي را نيز دامنگير بشر نموده است كه شايد چند سده پيش جايي در زندگي بشر نداشته ويا اگر هم وجود داشته وجودش غير محسوس بوده است.يكي از اين معضلات عديده،گرايش به مواد مخدراعتياد آوري است كه در انواع متفاوت و گاه بسيار خطرناكي در جوامع يافت مي شود وبه سهولت قابل دسترسي است. مسئله اعتياد به مواد مخدرو آثار مخرب آن بر فرد و جامعه به عنوان يك معظل پيچيده اجتماعي اين روزها يكي از مسائل مطرح جامعه جهاني است.عوارض آلوده شدن جامعه به مواد مخدر آنقدر خطرناك است كه مي توان آنرا يك تهديد جدي براي نظم،امنيت و سلامت اجتماعي تلقي كرد.از سوي ديگر كشور ما ايران به دليل آنكه در شاهراه ارتباطي حمل و نقل مواد مخدر و ترانزيت اين مواد به بازار جهاني قرار دارد بصورت بالفعل يكي از كشورهايي است كه در معرض بيشترين خطر قرار دارد .نكته ديگري كه اين مسئله را جدي تر مي كند،هرم سني جامعه ايران است كه بخش عمده اي از آنرا نوجوانان و جوانان تشكيل مي دهند، يعني همان سنيني كه در معرض بيشترين ميزان خطر قرار دارند.از اينرو به نظر مي رسد پژوهش دقيق پيرامون علل گرايش به اين مواد افيوني،شناسايي عوارض آن و توليد وعرضه آگاهي به مردم امري است كه بايد به صورت جدي به آن اهتمام شود.ريشه يابي معضل خطرناك اعتياد در جامعه پيچيده امروزنشانگر اين نكته خواهد بود كه اراده بعنوان يكي ازمهمترين عوامل تعيين كننده رفتارانسان تا چه اندازه مي تواند تحت الشعاع مسائل پيراموني قرار بگيرد و منفعل گردد.

در يك بررسي كلي برخي از مهمترين علل گرايش به مواد مخدر را- با توجه به شرايط كشورمان - به اختصارمي توان چنين برشمرد:

 

الف-مشكلات اقتصادي و اشتغال:بدون شك يكي از مهمترين علل گرايش به مواد مخدر بي كاري و ناتواني مالي است كه دامنگير بخش عمده اي از جمعيت ايران است.انسان همواره بدنبال فرافكني كمبودها و ضعفهاي خود است.زندگي زير خط فقرو با حداقل امكانات خود به تنهايي كافي است تا بسياري از بزه كاريهاي اجتماعي از جمله اعتياد در جامعه اشاعه بيابد.ذكر اين جمله گهربار در اينجا خالي از لطف نيست كه فقر و كفرهمزاد يكديگرند و اگر فقر از دري وارد شود ايمان از در ديگر خارج مي شود.اين جمله في النفسه حاوي اين پيام است كه فقر مي تواند هر عامل باز دارنده اي كه نظم اجتماع را تقويت مي كند خنثي كند در اين حالت فرد به هيچ قانوني پايبند نمي ماند نه قانون وضعي ونه غير آن.

 

ب-تبعيض و بي عدالتي:اگر در جامعه اي ميان مردم عدالت حاكم نباشد و فاصله ميان فقير و غني آنقدر زياد شود كه عده اي در ناز و نعمت و رفاه مطلق و آرامش و امنيت زندگي كنند و عده اي از همه آنچه گفته شد محروم باشند ،اگر در جامعه اي بخش عمده امكانات در اختيار عده اي قليل باشد واكثريت جامعه با نگاهي حسرت آلود به آنچه كه به نا حق ازآن محروم شده اند در رنج و عذاب زندگي كنند خود بخود گرايش به بزه كاريهاي اجتماعي از جمله اعتياد بر جامعه حاكم خواهد شد.

 

ج-فقر فرهنگي و نا آگاهي:يكي ديگر از عوامل گرايش به مواد مخدر فقر فرهنگي و عدم آگاهي است.اگر انساني به خوبي ها و بدي هاي پيرامون خود اشراف داشته باشد مسلما از بديها پرهيز مي كند زيرا كمتر انساني حاضر است زندگي خود رابا دستهاي خود تباه كند.آگاهي چون چراغي است در دل ظلمت كه راه را از چاه به انسان مي شناساند.

 

د-عدم وجود محيطي شاد براي زندگي:شادي و غم دو روي سكه روان انسان هستند كه مي توان آنها را همزاد انسان دانست.اما يكي مثبت ،انرژي دهنده،انگيزه دهنده،فعال كننده،اميد دهنده و عاملي براي خوب زندگي كردن است و ديگري مايوس كننده،منفي ونابودگرانگيزه،انرژي و زندگي است.

توجه به اينكه سياستهايي بر جامعه حاكم شود كه به جامعه اي شاد وپرازانرژي منتهي شود امري ضروري و لازم است كه در سالهاي پس از جنگ بدست فراموشي سپرده شده است.

 

ه-عدم توجه به امر ورزش:امروزه اين ديگر امري اثبات شده و بديهي است كه ورزش يكي از عوامل باز دارنده گرايش به مواد مخدر و افيوني است و عدم توجه به اين مسئله و عدم سرمايه گذاري در اين باب خطر ابتلا ي جامعه به مواد مخدر را افزايش مي دهد.

 

و در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه هرم سني جوان جامعه ما يكي از دلايل بالا بودن گرايش به مواد مخدردر ايران است زيرا اين سنين،سنين آغازين استقلال محسوب مي شود در حالي كه هنوز فرد به بلوغ فكري و درك كامل بسياري از مسائل نرسيده واز سوي ديگربا توجه به هيجانات خاص اين سنين ،فرد مستعد آلودگي به ناهنجاريهايي چون اعتياد به مواد مخدر است. البته مي توان دلايل ديگري چون سهولت دسترسي و يا حتي ارزاني بعضي از اين مواد نسبت به سرگرميهاي ديگررا نيزمطرح كرد كه در اين مقال اندك  نمي گنجد.

                    

 به هر حال آنچه كه مشخص است اين مسئله نيازمند سياستگذاريهاي جدي مسئولين است .بي عدالتي ،نابرابريها،فقر فرهنگي و اقتصادي، بي كاري و...همگي مويد اين امر است كه جامعه ما بالقوه و بالفعل زمينه گسترش اعتياد را داراست و عدم توجه به اين نكته پيامد هاي بدي را براي جامعه درپي خواهد داشت كه در نهايت جامعه را از مسير توسعه و تعالي خارج خواهد كرد.

پیوست یک اعتیاد/ایدز/هپاتیت در زندان

پیوست    دو  اعتاد تزریقی شایعترین نوع اعتیاد

پیوست سه   اعتیاد یکی از چالشهای اساسی

پیوست چهار  مواد مخدر در ایران و نگاه به بازار تهران

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 1:48  توسط سیاوش  |