تبليغاتX
"جهــان و سياست"
"سوانح طبيعي زمينه اي براي مودت بشري و انس با خالق"

با نگاهي به گذشته تاريخ بشري حوادثي را مي شود ديد كه در زمان خود بسيار مخرب و ويرانگر بوده اند ليكن بازتاب اين حوادث در زمان ومكان محدودي منحصر شده و پس از چندي به فراموشي كامل سپرده شده اند واگرهم از آنها نامي مانده جز داستاني افسانه وار نبوده است.

 

سال 1679.م كشاورزي كه در دامنه كوه وزوو-بخشي از خاك كنوني ايتاليا-مشغول كشاورزي بود يكي از افسانه هاي فراموش شده تاريخ را از زير صدها سال خاك و خاكستر بيرون كشيد.شهري كه اين كشاورز روي آن كشاورزي مي كرد همان شهر گمشده پمپئي بود كه سال 79.م در زير خروارها گدازه مذاب و خاكستر آتشفشاني و با تمام سكنه خود براي هزارو ششصد سال مدفون شد بدون آنكه ردپايي يا اثري از آن باقي بماند و جالب اينكه سالها بعد وقتي اين مكان مورد حفاري تيم باستان شناسي قرار گرفت جنازه بسياري از ساكنان اين شهر كه در زمان خود شهري ثروتمند و آباد بود -بر اثر مدفون شدن زير خاكستر آتشفشان كه از تجزيه شدن آنها جلوگيري كرده بود-در سطح شهر قابل روئيت بود.از اين نمونه بسيار است و چه بسا بعضي از اين حقايق براي هميشه تاريخ زير پاهايمان مدفون بماند.

 

 اما امروز به يمن تكنولوژي ارتباطات و گسترش وسائل ارتباط جمعي،خبر كوچكترين اتفاق در هر نقطه از جهان در كمترين زمان ممكن به ديگر نقاط جهان مخابره مي شود وپيامد هاي آن ديگر نقاط را نيز متاثرمي كند.اين امكان باعث شده است كه درهنگام بروز سوانح طبيعي علاوه برافزايش سرعت ياري رساني، منابع ديگر كشورها و سازمانهاي بين المللي نيز به ياري آسيب ديدگان برسد و از ميزان تلفات به مقدار قابل ملاحظه اي بكاهد.

 

بروز پديده وحشتناك تسونامي در جنوب شرق آسيا با دامنه گسترده اي از ويراني، زلزله  بم،طوفان وسيل در نيواورلئان ايالات متحده و زلزله اخير شبه قاره -كه هنوز از ميزان تلفات انساني آن آمار دقيقي وجود ندارد وبه گفته برخي منابع خبري امكان اينكه به مرز دويست هزار نفر برسد وجود دارد-،گسترش گازهاي گلخانه اي،گرم شدن تدريجي كره زمين،نابودي منابع طبيعي وزيستي يا اپيدمي آنفولانزاي مرغي كه بزودي خبرهاي بسيار بدي از آن خواهيم شنيد، مصدق اين نكته است كه بشريت بايد براي بقا و حفظ امنيت وسلامت خود و اين كره خاكي به دنبال راههاي تعامل و همكاري جديتري باشد زيرا منابع يك كشور يا چند كشور آنهم در كوتاه زمان ممكن پاسخگوي چنين مصائبي نيست و بسيج منابع جهاني نكته اي است كه توجه به آن بسيار حائز اهميت مي باشد.

 

به نظر مي رسد پديده جهاني شدن،گسترش تكنولوژي و حذف تدريجي مرزهاي صعب العبور زمينه و فرصت اين همكاري و همياري را ايجاد كرده است و اگر قدر اين فرصت گرانبها بخوبي دانسته شود و خودخواهيهاي بشري اجازه اين كار را بدهد شايد در آينده زندگي بهتري در انتظار بشريت باشد.آنچه كه مشخص است اين است كه اهميت اين مسائل از مسائلي چون تروريسم يا گسترش تسليحات كشتار جمعي كه در جاي خود بسيار حائز اهميتند، اگر بيشتر نباشد، كمتر نيست و مي تواند عامل بسيار مهمي باشد در درك اين نكته كه "بني آدم اعضاي يك پيكرند"و براي حفظ اين پيكر همياري و تعامل امري لازم و ضروري است.

 

به هر حال ناگفته پيداست كه با تمام پيشرفتي كه انسان معاصر از آن بهره مند است و با كنترل فراواني كه بر محيط پيرامون خود دارد هنوز هم در برابر جلوه هايي از قهر طبيعت ناتوان وعاجز است.با همه اين اوصاف بروز سوانح طبيعي با عمق جلوه هاي تاثربرانگيرش مي تواند عاملي باشد براي مودت بشري وزمينه اي براي صلح و دوستي.شايد هند و پاكستان يا ايران و ايالات متحده اختلافات عميق سياسي داشته باشند اما هنگام بروز اين سوانح حكم انسانيت از هر حكم سياسي و غير سياسي بالاتر است.

 

نهايتا اينكه رخدادن سوانحي كه بشر هميشه ازوقوع آن واهمه داشته است و ترس و دلهره ناشي از آن موجب ملموس شدن اين حقيقت غير قابل انكار خواهد شد كه زندگي بدون "خدا"چقدر دلهره آور و خالي از اميد است.اين وحشت بي پايان كه دامنگير تمدن بشري-خصوصا غربي –  شده خلائي را ايجاد كرده است كه عقل و علم بشري در پر كردن آن عاجز است .اينجاست كه عقل و علم بشري با همه يال و كوپالش كم مي آورد و با تمام كبر و غرور خويش در برابر قدرت لايزال الهي سر فرو مي آورد و بر خود مي لرزد كه اگر فردا نوبت من و شهر و سرزمين من باشد چه؟چه قدرتي مي تواند مرا ياري كند؟

 

پاسخ ما هر چه كه باشد، شك ندارم ، آنگاه كه هيچ ياري كننده اي نيست وآنگاه كه چراغ عقل اسير ظلمات بي انتهاي حيرت وسرگرداني مي شود ودستهاي كوتاه علم بشري از رسيدن به پاسخ عاجز مي ماند، دستهايمان بسوي آسمان بلند مي شود و از او ياري مي طلبيم.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 مهر1384ساعت 10:47  توسط سیاوش  |