تبليغاتX
"جهــان و سياست"
نظرات مختلف پیرامون دمکراسی

از زماني كه اصطلاح دمكراسي در قرن پنجم قبل از ميلاد مرسوم گرديده تا زماني كه "توكويل"اصطلاح دمكراسي اجتماعي را بكار برد واژه دمكراسي تنها در معناي سياسي بكار برده مي شد.

توكويل فرانسوي در سفري به امريكا به جنبه هاي اجتماعي دمكراسي، علاقه مند شد و به نگارش كتابي در اين زمينه پرداخت كه منشاء تحقيقات فراواني قرار گرفت.

منظور از دمكراسي اجتماعي اين است كه جامعه واقعا دمكراتيزه باشد به اين معنا كه هر فردي بدون توجه به وضع اجتماعي،اقتصادي و طبقاتيش از احترام برابر برخوردار بوده و با تمام افراد جامعه فارغ ازجايگاه ديني، نژادي ومذهبي بصورت برابر رفتار شود.

ماركسيستها نيز در پرورش فكري  سيستم دمكراسي موثر بوده اند.اصطلاح دمكراسي اقتصادي ميراثي از ماركسيسم است كه قدمتي بيش از يك قرن دارد.براين اساس اگرمساوات در مال و ثروت برقرار گردد، دمكراسي اقتصادي تحقق خواهد يافت.مي توان گفت منظور از دمكراسي اقتصادي به نحوي توزيع مجدد ثروت است.يعني برقراري به اصطلاح عدالت اجتماعي بر اساس

توزيع ثروت و برابري در امكانات اقتصادي و فرصتها.البته به نظر ماركسيستها كه اقتصاد را زيربنا مي دانستند دمكراسي سياسي پيش شرط تحقق دمكراسي اقتصادي نيست كه اين از ديدگاه مادي گرايانه آنها نشات مي گيرد.دمكراسي اقتصادي از منظر ماركسيسم در پي تحقق جامعه بي طبقه و مالكيت دسته جمعي ابزار توليد شكل مي گيرد.

اما واژه ديگر كه ذكر آن لازم است واژه دمكراسي خلقي(دمكراسي كمونيستي) است كه مفهومي بسيار پيچيده از تركيب دمكراسي سياسي و غير سياسي است.اين واژه نامانوس كه بعداز جنگ جهاني اختراع شد بيشتر ابزاري بود براي مشروعيت سازي نزد حكومتهاي كمونيستي

و به نظر فاقد محتواي واقعي است.دمكراسي خلقي را بنحوي مي توان جزئي از اتوپياي كمونيستي دانست كه هرگز تحقق نيافت.

اصطلاح ديگري كه پيرامون دمكراسي مطرح شد اصطلاح دمكراسي صنعتي بود كه اول بارتوسط يك زن وشوهر انگليسي بنام سيدني و بئاتريس بكار برده شد.اين اصطلاح در مقايسه با اصطلاح دمكراسي اقتصادي ،محدودتر ولي سازنده تربوده است و بطور كلي به جنبه خرد دمكراسي نظر دارد يعني دمكراسي در چارچوب يك واحد يا موسسه صنعتي.به زبان ساده دمكراسي صنعتي يعني اينكه كارگران ،كارمندان و افرادي كه در يك موسسه صنعتي فعاليت مي كنند در مورد مسائلي كه مربوط به خودشان مي باشد در يك فرايند دمكراتيك تصميم گيري كنند.

از آنچه كه امروز بنام دمكراسي مي شناسيم تعابير مختلفي وجود دارد.يكي از تئوريسيتهاي بنام دمكراسي آقاي رابرت دال كتابي دارد بنام دمكراسي و منتقدان آن،ايشان در اين كتاب مطرح مي كند كه بجاي بكار بردن كلمه دمكراسي بهتر است از واژه چند حكومتي در مورد اين سيستم  استفاده كنيم چرا كه اين سيستم مبتني است بر تفكيك قوا و رقابت آزادانه احزاب كه بر اساس آن در يك رقابت آزاد قدرت به حزب اكثريت داده مي شود ولي اجازه فعاليت سياسي از حزب اقليت و اپوزيسيون گرفته نمي شود.فلسفه چند حكومتي بر اساس تقسيم كار استوار است و گفته مي شودكه به علت تخصصي بودن امر حكومت عامه مردم نمي توانند ازجنبه هاي مختلف حكومت و سياست آگاهي داشته باشند و به قول ارسطو" مادامي كه مردم مطمئن باشند سردمداران آنها بدرستي و منصفانه عمل مي كنند سرگرم زندگي عادي خود هستند" و نظارت و مشاركت هر چند سال يك بارپاي صندوق هاي راي اعمال مي شود. حسن ديگر چند حكومتي ها اين است كه چون دمكراسي هاي پيشين عوام فريباني مثل هيتلر و موسوليني نمي توانند ازآن سوء استفاده كنند.

مخالفين اين سيستم معتقدند كه در چند حكومتي ها قدرت در دست عده خاصي از نخبگان دست به دست مي شود و بنوعي اين سيستم را مي توان اليتيسم ناميد.موسكا،ميخلز و پاره تو از نظريه پردازان بنام اين نحله هستند.در پاسخ به اين شبهه طرفداران چند حكومتي معتقدند كه كثرت گرايي وآزادي فعاليت سياسي براي همه، اجازه انحصاري شدن حكومت را نمي دهد.

طرفداران دمكراسي مشاركتي-كه تشابه بسيار زيادي با دمكراسي آتني دارد- معتقدند كه راه گريز از ابن معضل(اليتيسم)در اين است كه سهم بيشتري از قدرت در تصميم گيري و اداره امور به مردم داده شود.از جمله شاخصه هاي دمكراسي مشاركتي كه ذكر آن در اينجا لازم است مي توان از موارد زير نام برد:

1-عدم تمركزو نوعي توزيع جغرافيايي قدرت   2-تمركز محلي    3-كنترل اجتماعي(نظارت مردم بر نظم اجتماعي،بهداشت،امنيت و ...)

به نظر دمكراسي مشاركتي تا آستانه پوپوليسم پيش مي رود.پوپوليسم به اعمال قدرت از طرف اكثريت گفته مي شود كه بنوعي مي توان آنراديكتاتوري اكثريت و حكومتي مبتني بر شور و احساس و سطحي نگري دانست.

در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه دمكراسي بعنوان يك سيتسم سياسي مثل تمام جنبه هاي زندگي بشر كنوني تحت تاثير پديده جهاني شدن قرار گرفته است و اين امر موجب تقويت بعضي از جنبه ها و تضعيف برخي ديگر از شاخصه هاي دمكراسي شده است كه بررسي آن مجالي ديگر را مي طلبد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1384ساعت 20:7  توسط سیاوش  |