از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
آدمیت مرد
گر چه آدم زنده بود
آدمیت مرده بود
ظاهرا انسان، زاده حرص وطمع وآزاست واز اول خلقت تا آخرالزمان نیز چنین خواهدبود.
به تعبیر کتب مقدس انسان که فریب شیطان را خورد و از میوه ممنوعه تناول نمود برای مدت نامعلومی به کره خاکی تبعید شد،چیزی که از آن به هبوط تعبیر می کنند.
انسان که از بهشت رانده شد به فسادوستم روی آورد وبدانجا رسید که در برابر خالق خود بایستد.
وبقول حافظ:
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت نا خلف باشم اگر من به جوئی نفروشم
خداوند در قران بارها از انسان به تعابیر نادان،ظالم،ستمگر،سرکش و... یاد می کندو می فرمایند: خلق الانسان فی کبد،یعنی انسان آفریده شد در غم ورنج.
اما این تمام قضیه نیست وظرفیت وجودی انسان چیزی فراتر از این است.آنچنان که خداوند می فرمایند :
انی جاعل فی العرض خلیفه،و انسان را جانشین خود بر زمین قرار می دهد وآنگاه که ملائک بر آفرینش انسان خرده می گیرند که خداوندا موجودی را خلق می کنی که در زمین فساد کند و خون بریزد خداوند می فرمایند که شما ازتوان خوبی وزیبائی آنچه من خلق کرده ام نا آگاهید پس اورا سجده کنید وآنچنان شد که جبرئیل را یارای همراهی محمد(ص) در معراج نبود.
آنچه پیداست انسان موجودی است با ظرفیتی فراوان درگرایش به خیروشروتاریخ بشری صحنه درگیری میان این دو نیرو است هم در صحنه اجتماع وهم در صحنه فردی یعنی آنچه که در اسلام از آن به جهاد اکبر و جهاد اصغر یاد می کنند ودرآئین زرتشت نزاع اهریمن واهورا مزدا می نامندش.تمام شاهنامه گرانقدرحکیم ابوالقاسم فردوسی شرحی است بر این نزاع دائمی.
یکی از آثار ارزشمند دنیای تصویر که این مسئله را به زیبائی هر چه تمام ترنشان می دهد سه گانه ارباب حلقه ها اثر به یاد ماندنی پیتر جکسون است.در این فیلم که به تعبیری می تواند تداعی کننده آخرالزمان هم باشد،نزاع خیر و شر بنحوی خیره کننده به تصویر کشیده می شود .
یک سوی ماجرا دنیای تاریکی که در عذاب دائمی دست یابی به قدرت و نماد آن در این فیلم یعنی همان ارباب حلقه ها در التهابی جان فرسا می سوزد و سوی دیگر روشنائی و یاران آن که در پی نابودی حلقه قدرت،غلبه برمیل درونی دست یابی به حلقه وبرای رسیدن به آزادی می کوشند.
عنوان فیلم هم جالب است،ارباب حلقه ها،در یکی از دیالوگ ها آراگون به فرودو بگینز که وظیفه نابودی حلقه را به عهده دارد ،جمله جالبی می گوید:«حلقه های زیادی وجود دارد که قدرت جادوئی دارند اما تنها یک حلقه است که می تواند صاحبش را کاملا محو کند» و به تعبیری دیگرمی توان از حلقه ها به امیال انسانی یاد کرد امیالی که اگر کنترل شوند می توانند در خدمت فرد و جامعه قرار بگیرند و اگر به حال خود رها شوند می توانند باعث تباهی فرد و جامعه شوند. اما از این میان حرص قدرت و تسلط بر دیگران می تواند همان ارباب حلقه ها باشد این حلقه می تواند انسانیت انسان را کاملا نابود کند واز انسان گرگی درنده خو بسازد که جز خود و آرزوهای خود به چیزی دیگر نمی اندیشد کما اینکه قرن بیستم –که شاهد خون بارترین جنگ های تاریخ بشری بود-قرن ظهور گرگ هائی چون هیتلر،موسولینی،استالین،پینوشه،صدام و مکاتب تو تالیتر و تمامیت خواهی چون فاشیسم،نازیسم،کمونیسم و اید ئولوژیهای بنیادگرایانه ای بود که زندگی و صلح جهانی را به آستانه نابودی کشیدند.
این نزاع دائمی امروز ودر عصر جهانی شدن نیز همچنان بر زندگی بشر حاکم است و جالب اینکه گر چه در هیئتی نو چهره نموده است لیکن عصاره آن همان حرف های قدیمی است،اگر عده ای در این سوی ماجرا دم از مرز های اسلام و کفر میزنند در آن سو هم عده ای دم از جنگ های صلیبی می زنند و جالب تر اینکه هر دو طرف خود را بر حق می دانند.ظا هرا هنوز آن زمان نرسیده است که بشر کمی با عدالت و انصاف به پیرامون خود نگاه کند.هنوز هم انسانها اسیر قدرت ارباب حلقه ها هستند،آنچنان که نمی دانند در راه کسب این حلقه تا چه اندازه با محیط پیرامون خود بی رحمانه برخورد می کنند.بی شک یکی از قربانیان بزرگ این بی عدالتی، طبیعت و محیط زیست انسانی است(یک نمونه از این خود خواهی خروج ایالات متحده از پیمان کیوتو ومهار گازهای گلخانه ای بود،حال بگذریم از تاثیرات مخرب جنگ ها بر اکولوژی وزیست بوم این کره خاکی).اگر سه گانه ارباب حلقه ها را دیده باشید و به این نکته ظریف دقت کرده باشید خواهید دید که پیتر جکسون چگونه به این مسئله اشاره می کند وچگونه از طبیعت به عنوان یکی از قربانیان اصلی ناملایمات و نادانی های بشری یاد می کند و باز هم جالب اینکه در چند سکانس مهم فیلم این درختان کهنسال و طبیعت است که ناجی انسان ها و دنیای روشنائی می شوند ودر این نبرد تمام عیار نقش حیاتی خود را به خوبی ایفا می کنند.به نظر من ارباب حلقه ها ارزش چند بار دیدن را دارد زیرا سراسر این فیلم حاوی نکات مثبت و ارزند ه ایست که مخاطب را به تامل و تفکر وامی دارد.